مراد على شمس

797

با علامه در الميزان ( فارسى )

در ايران تمايز طبقاتى گاهى ايجاب مىكرد كه زنان طبقات عاليه بر ديگران امتيازى داشته باشند و در امور مملكت و حكومت دخالت كنند يا به سلطنت برسند و همچنين ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و دختر از مختصات ايرانيان بوده است . در چين ازدواج با زن يك نوع خريدارى و مالك شدن او محسوب مىشد ، و زن به‌طور كلى از ارث محروم بود ، و حق هم غذا شدن با مردان و حتى با پسران خودش را نداشت ، و چند مرد مىتوانستند در يك زن شركت كنند و همه از او متمتع شوند و او براى همه آنان كار كند و فرزندى كه در ازدواج مشترك پيدا مىشد غالبا مال مرد قوىتر بود . در هند زن تابع شوهر بود و بعد از مردن او ديگر حق ازدواج نداشت و بايد با جسد شوهرش سوزانده شود يا اينكه خوار و زبون زندگى كند ، و در ايام حيض نجس و پليد و لازم الاجتناب بود و همچنين جامه‌هاى وى و هرچه به بدنش ماليده مىشد . « 1 » س 764 - وضعيت زندگى زنان در ميان مللى كه داراى شريعت و قانون بودند چگونه بوده است ؟ ( بحث علمى ) ج - مللى كه تحت سيطرهء قانون و يا كتاب مىزيستند عبارت بودند از كلدانيان ، آشوريان ، روميان و يونانيان قديم . كلدانىها و آشورىها از آيين « حمورابى » تبعيت مىكردند ، و طبق آيين مزبور زن تابع شوهر بود و استقلالى در اراده و عمل نداشت و حتى در امور

--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 61 - 62 .